الشيخ حسين المظاهري
19
نكته هايى پيرامون ولايت فقيه و حكومت دينى (فارسى)
متعال باشد و اين مطلب مهمّ نشاندهندهء آن است كه اگر تفكّرى ، حكومت را از سوى پائين ببيند ، اين تفكّر ، توحيدى نيست چرا كه بر طبق تفكّر توحيدى ، حكومت اوّلًا از آنِ خداست و ثانياً از آنِ هر كسى كه خداوند به او اعطاء كند ، در نتيجه ، حكومت امرى است كه از سوى بالا مىآيد نه از سوى پائين و دقيقاً بايد ديد كه او اين اختيار را به چه كسانى اعطاء كرده است . لذا حكومت دينى « انتصابى » است نه « انتخابى » و روايات و ادلّهء مربوطه ، تعيين و نصب حكومت نموده است و اهل خبره بر اساس اين ادلّه ، مصداقى از اين نصب را ، تشخيص داده و كشف مىكنند ، چنان كه اگر مصداقى خود به خود زمام امور را به دست گرفت ، اين سمت در وى تعيّن پيدا مىكند نظير آنچه در جمهورى اسلامى ايران در خصوص حضرت امام خمينى - اعلى اللَّه كلمَته - اتفاق افتاد . و خلاصه ، مسئلهء حكومت در زمان غيبت امام عصر عليه السلام و موضوع ولايت فقيه از مسائلى است كه به تعبير زيباى استاد عظيم الشأن ما حضرت امام خمينى - اعلى اللَّه كلامه - « تصوّر آن موجب تصديقش خواهد شد » « 1 » و لذاست كه مىبينيم صاحب جواهر قدس سره كه كتاب ارزشمند او ابزار مهمّ مراجع و مجتهدان است نيز در چندين مورد ادعاء ضرورت دربارهء ولايت فقيه مىكند و از جمله در كتاب امر به معروف و نهى از منكر ، بيان بلندى دارد كه : « آنكس كه در ولايت فقيه وسوسه
--> ( 1 ) - / كتاب البيع ، ج 2 ، ص 467 - ولايت فقيه ، ص 3 .